مفهومسازی مدیریت استراتژیک با انبوهی از استعارهها همراه شده است. از دیر باز تا کنون، صاحبنظران حوزه مدیریت استراتژیک برای تعریف مفهوم استراتژی از تمثیلها و تشبیههای متنوعی بهره بردهاند. هر چند که کاربرد استعاره در مدیریت استراتژیک برای کاستن از پیچیدگی معنایی، سادهسازی مفهوم، برقراری ارتباط و تسهیل اجرا، مفید است اما تنوع استعارههای واگرا میتواند منجر به سردرگمی تصمیمگیرندگان و کاربران سازمانی و حتی شکلگیری رفتارها و اقدامات ناهمسو بشود. هدف از انجام این پژوهش، درک واگراییهای شناختی بین اعضای سازمان از مفهوم استراتژی، تحلیل تاثیرات اجتماعی این چندگانگی مفهومی بر روی رفتارها و اقدامات پنهانی اعضای سازمان و نهایتاً آموزش اعضای سازمان در راستای دستیابی به همگرایی مفهومی به کمک روش نوآورانه استعاره-نمایشنامهپژوهی یادگیرنده میباشد. روششناسی نوآورانه مقاله از این جهت ارزشمند است که به کمک تحلیل استعاره به درک معانی ذهنی کاربران از مفهوم استراتژی کمک میکند، باعث تشخیص تفاوتهای شناختی بین برداشتهای ذهنی کاربران از مفهوم استراتژی میشود، با بهرهبرداری از تحلیل نمایشنامهای نسبت به احتمال شکلگیری رفتارهای پشت صحنه (پنهانی) در سازمان هشدار میدهد و نهایتاً میتوان از آن برای یادگیری جمعی مفهومسازی مشترک استراتژی بهره برد. در این پژوهش، شرکت هیروآسانسور برای مطالعه موردی انتخاب شده است. مراحل پژوهش نیز شامل تحلیل استعاره از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با افراد سطوح مختلف سازمان، تشخیص امکان بروز تعارض به کمک تحلیل نمایشنامه و نهایتاً یادگیری جمعی از طریق آموزش میباشد. یافتههای پژوهش حاکی از چندگانهپنداری اعضای سازمان در مورد مفهوم استراتژی و احتمال شکلگیری رفتارهای پنهانی است.
کلیدواژهها: استراتژی به مثابه چندگانهپنداری، استعاره، تاربینی استراتژیک، نمایشنامه