به منظور انجام این پژوهش از رویکرد تجربی تکرارپذیر تریسی که همزمان از داده های کیفی پدیدارشونده و همچنین از نظریه ها و مفاهیم موجود بهره برداری می نماید استفاده شده است. برای جمع آوری داده ها از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته با 5 نفر از مدیران اجرایی در بخش خصوصی استفاده شده است. این داده ها پس از تحلیل، کدگذاری شده و نهایتاً از طریق تلفیق با چارچوب های نظری دورنما، مطلوبیت گرایی و مفاهیم موجود در زمینه استراتژی عصب پایه و استراتژی رفتاری، منجر به شکل گیری نظریه نئواستراتژی شده اند.
یافته های پژوهش نشان می دهد که وقوع پدیده عقلانیت محدود به همراه دو پدیده توهم چسبندگی مدیریت استراتژیک و معکوس سازی نیت که در این پژوهش معرفی شده اند منجر به وقوع پدیده ای به نام سندروم فرسودگی استراتژیک شده که از طریق توجه به فرآیند استراتژیک سازی مطلوبیت گرا و اقدام گرا می توان این عارضه را درمان نمود.
واژگان كليدي: نئواستراتژی، سندروم فرسودگی استراتژیک، توهم چسبندگی مدیریت استراتژیک، معکوس سازی نیت، استراتژیک سازی