پالت خط مشی گذاری عمومی: مطالعه تلفیقی فراترکیب با فن دلفی

زمینه: دانش خط مشی گذاری عمومی با انبوه رویکردها شامل رویکرد مرحله ای، انطباقی، شبکه ای و اشاعه نوآوری، مواجه شده است. در چنین شرایطی توانایی انتخاب رویکرد مناسب برای خط مشی گذاری از بین مجموعه ای از رویکردهای متنوع، بسیار حائز اهمیت می باشد.

هدف: ارائه چارچوبی اقتضائی به منظور انتخاب رویکرد خط مشی گذاری مناسب از بین رویکردهای مرحله ای، انطباقی، شبکه ای و اشاعه نوآوری تحت شرایط مختلف

روش: به لحاظ ابعاد پژوهش، این تحقیق دارای مخاطب بنیادی می باشد و نتایج آن برای جامعه علمی قابل کاربرد است. هدف پژوهش توصیف شرایط بکارگیری هر یک از رویکردهای مرحله ای، انطباقی، شبکه ای و اشاعه نوآوری است. داده های گردآوری شده از نوع داده های کیفی هستند و به کمک روش فراترکیب سندلوسکی و باروسو(2007) تلفیق شده با تکنیک دلفی بدست آمده اند. پس از انجام فراترکیب و استخراج کدهای عملیاتی، مفاهیم سازنده و مقوله های فراگیر، مدل اولیه بدست آمده در اختیار 15 نفر خبره دانشگاهی قرار داده شد و پس از اتفاق نظر در دور چهارم روش دلفی، مدل تحقیق نهایی شد.

یافته ها: به کمک سه متغیر محیطی قدرت پیش بینی، مشارکت گرایی و نوآوری گرایی، می توان شرایط بکارگیری هر یک از رویکردهای مرحله ای، انطباقی، شبکه ای و اشاعه نوآوری را تبیین نمود. با توجه به اینکه در شرایط عدم قطعیت شدید، امکان تصمیم گیری و اقدام وجود ندارد لازم است ابتدا به کمک تکنیک هایی از جمله رویکرد انطباقی پویا، طراحی سناریو و یا طراحی استوار از سطح عدم قطعیت کاسته شود تا قدرت پیش بینی افزایش پیدا کند. سپس به کمک دو متغیر مشارکت گرایی و نوآوری گرایی می توان از میان رویکردهای مرحله ای، نوآوری  و شبکه ای، مناسب ترین رویکرد را انتخاب کرد.

نتیجه گیری: هیچ یک از رویکردهای مرحله ای، انطباقی، شبکه ای و اشاعه نوآوری برای استفاده در تمامی محیط های خط مشی گذاری، مناسب نیستند. بلکه کاربردپذیری هر یک از این رویکردها، وابسته به شرایط اقتضائی خاص می باشد.