- نویسندگان: میگوئل پیتا کونها، استوارت کلگ، آرمینو ربگو، مارکو برتی
- ترجمه: دکتر مریم پوریزدانی کجور، سیده مریم مداح شریعتی، دکتر نیما اسکندری نیا
- انتشارات: نشر هیمه
- سال چاپ: 1401
درباره کتاب
قدرت و رهبری سازمانی دو موضوع بسیار حائز اهمیت در نظریههای سازمان و مدیریت هستند که توجه کاربران و پژوهشگران را به خود جلب کردهاند. قدرت مبحثی است که معمولاً از آن به نیکی یاد نمیشود. هر آنکه صاحب قدرت است آن را انکار میکند و افرادی نیز که به دنبال دستیابی به قدرت هستند هرگز آشکارا اقدام نمیکنند. رهبری اثربخش در سازمانها یکی از عناوین جذابی است که معمولاً با قدرت در تضاد است. رهبری مثبت به نوعی متناقض است زیرا صرفاً مثبت بودن به معنای باشخصیت بودن، موافق بودن یا انجام دادن کارهایی نیست که به نفع دیگران باشد. رهبری مثبت، کار دشواری است زیرا دربرگیرندهی نوعی شایستگی ارتباطی در شرایط متناقض میباشد. بین چیزی که رهبران در دستورات مثبتشان مبنی بر انجام کارها فرض میکنند و آن چیزی که در واقعیت انجام میشود، تفاوت زیادی وجود دارد. مقالهای که دربارهی پانصدمین سالگرد نگارش شاهزاده ماکیاولی تألیف شده، مجدداً به ما یادآوری میکند که همانطور که ماکیاولی بیان کرده، برخی اوقات لازم است تا کارهای بدی انجام شود تا نتایج خوبی به دست بیاید و پیروزی و حفظ قدرت، مستلزم وقتشناسی و کاردانی سیاسی است، به طوری که رهبری سادهلوحانه هرگز نمیتواند رهبری بزرگی باشد. از طرف دیگر خود رهبری نیز موضوعی متناقض است، رهبری کردن خود با چالشهای پارادوکسی متعددی همراه است زیرا لازم است تا رهبران انتظارات متفاوتی را برآورده کنند. به عنوان مثال، از آنها انتظار میرود تا افرادی سازگار و انعطافپذیر باشند، در عین حال متواضع بوده و مورد اعتماد باشند، افرادی کنترل شده و قابل اعتماد باشند، در کار خود با ثبات و محتاط باشند و در نهایت در عین حال که محتاط هستند، در کارهای خود بیپروا عمل کنند. در کتاب حاضر به این قبیل پارادوکسها و بسیاری از پارادوکسهای دیگر پرداخته شده است.
