- نویسنده: نیما اسکندرینیا
- چاپ اول: 1396
- انتشارات هیمه
استراتژی رفتاری به معنی کاربرد فنون و روش های علم روانشناسی در فرآیند مدیریت استراتژیک می باشد. سوال اساسی که تئوری های مدیریت استراتژیک، قصد دارند به آن پاسخ دهند این است که چه عامل یا عواملی باعث ایجاد مزیت رقابتی و اختلاف عملکرد سازمان های مختلف می شوند. در پاسخ به این سوال معمولاً از قابلیت ها و منابع درون سازمان به عنوان عامل تعیین کننده موفقیت و شکست سازمان ها نام برده می شود و یا طبق دیدگاه دیگری، علت اساسی موفقیت و یا شکست سازمان ها به میزان جذابیت صنعت و عوامل ساختاری صنعت نسبت داده می شود. اما حقیقت این است که واحدهای تحلیل سازمان و صنعت، نمی توانند مبنای کامل و جامعی برای نظریه پردازی در مورد داستان موفقیت و شکست سازمان ها ارائه دهند. واحد تحلیل مناسب تر که مکمل دو واحد تحلیل دیگر است و البته به اعتقاد محققان، تاثیر چشم گیر تری در عملکرد سازمان ها دارد، واحد تحلیل خرد مربوط به سطح ادراک رهبر سازمان، رفتارهای اجتماعی و سیاسی مدیران ارشد و عواطف و احساسات اعضای سازمان می باشد. بنابراین علم روانشناسی و مخصوصاً شاخه های روانشناسی ادراکی و روانشناسی اجتماعی، کمک شایان ذکری به تکامل پارادایم جدید استراتژی رفتاری در مدیریت استراتژیک نموده است.
استراتژی رفتاری به معنی مطالعه استراتژی های سازمان از منظر فردی و در سطح تحلیل خرد می باشد. استراتژی رفتاری به معنی کاربرد علم رفتار سازمانی در فرآیند برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک می باشد. استراتژی رفتاری به معنی شناسایی، درک، تحلیل، پیش بینی و کنترل رفتارهای استراتژیک اعضای سازمان به صورت جمعی و گروهی، در راستای برطرف نمودن مسائل استراتژیک سازمان و نهایتاً بهبود جایگاه رقابتی و عملکرد سازمان می باشد.